یک قرص ماه کامل که روش دوتا پنجره است : یکی به سوی جهنم و دیگری به سوی بهشت ....... سیاهی بهش حسودیش میشه و از اسمان یهو درمیاد و ماه رو توی دل زنگار گرفته خودش جا میده . ولی ماه تسلیم نمیشه و روز جزا رو همچنان به بقیه گوشزد میکنه . کسی گوش نمیده . سیاهی زمین رو هم فرا میگیره و زمین پوچ و ظالم باقی میمونه . سیاهی دور پنجره های ماه رو هم میگیره . کم مونده صورتم هم سیاه شه و ماه هم از بین بره .....
خوبه زندگیم سیاهتر از اینیکه میبینی نیست . اما قرمز تر از اونیم که فکر میکنی . زیاد جلب توجه نمیکنم و بین اونهمه
برچسب:
نویسنده: کوروش نیکنام